خورشيد، ستاره اي که شکوه و عظمتش همواره آن را در نظر گذشتگان متمايز ساخته، گاه آن را تودهاي از سنگهاي گداخته ميپنداشته، گاه آن را ميپرستيده و گاه مرکز جهان نه چندان بزرگش بوده است.شايد اگر او ميدانست که گروهي از ستارگان آسمان شامگاهي اش تفاوت چنداني با خورشيد پر شکوه آسمان صبحگاهي اش ندارند، در انتخاب الهه آسماني اش تجديد نظر ميکرد!
اين ستاره يک ستاره متوسط در کهکشان راه شيري است ؛ توده اي گازي و لايه لايه، که مهمترين لايههاي آن به ترتيب از داخل به خارج فوتوسفر ، کروموسفر و کرونا ( تاج خورشيدي ) ناميده شده اند. فوتوسفر در واقع همان قرص زرد رنگي است که به طور معمول از خورشيد ميبينيم، کروموسغر و تاج ،جو خورشيد را تشکيل ميدهند و به طور معمول به سبب درخشش زياد فوتوسفر ديده نميشوند، البته تاج در خورشيد گرفتگيها قابل رؤيت است.
دما در فوتوسفر به 6000 درجه کلوين ميرسد و هر چه به سمت داخل خورشيد پيش روي کنيم اين دما بالاتر خواهد رفت به طوري که در مرکز آن به 15 ميليون درجه ميرسد. و جالب است بدانيد که بالاترين دمايي که امروزه در صنايع مورد استفاده قرار ميگيرد، در کورههاي تهيه کاربيت و در حدود 2000 درجه کلوين است.
اما هنگاميکه تنها در
مورد منظومه خورشيدي مان صحبت ميکنيم ، اختصاص داشتن 99.86 % جرم کل
منظومه شمسي به اين ستاره، جايگاه ويژه اش را پررنگ تر ميسازد. تمام سيارات،
اقمار آنها،سيارکها، دنباله دارها، غبار و گاز باقي مانده از پيدايش منظومه
شمسي، تنها سهم 0.14% از اين جرم دارند. در مقايسه ميتوان گفت اگر منظومه شمسي را
سيبي در نظر بگيريم و پوست اين سيب را در نازکترين حالت ممکن جدا کنيم، سيبمان
تبديل به خورشيد ميشود! و از نظر اندازه هم جالب است بدانيد که حدودا يک ميليون
کره زمين در خورشيد جا ميگيرند! و اين در حالي است که خورشيد از نظر
بزرگي، ستاره اي متوسط در راه شيري است!
و اما آن چه از روي زمين از خورشيد ديده ميشود بسيار متفاوت با حقيقت دروني آن
است؛ در اعماق اين ستاره،مانند هر ستاره ديگر،هم جوشي هستهاي رخ ميدهد. زير
تودههاي عظيم گازي که اکثرا هيدروژن است، و در مرکز آن، در دما و فشار بسيار
بالا ( حدود 340 بيليون برابر فشار جو زمين در سطح دريا )، اتمهاي هيدروژن به
هليوم تبديل ميشوند و بدين ترتيب انرژي فراواني توليد و به اطراف ساطع ميگردد.
قسمتي از اين انرژي به سطح زمين ميرسد و در آسياب گذران حياتش ميدمد.
از عوارض سطحي خورشيد که نشان از درون آشفته اين ستاره دارند، ميتوان لکههاي
خورشيدي را نام برد. مناطقي از سطح خورشيد که ميدان مغناطيسي در آنها بسيار قوي
است و دماي پايين تري دارند و به همين سبب تيره تر به نظر ميرسند.
اين لکهها مدتي بر سطح خورشيد باقي ميمانند و سپس ناپديد ميشوند و آن دسته از آنها که چندان ناپايدار نيستند، عوارض به درد بخوري براي اندازه گيري دوره تناوب
حرکت وضعي خورشيدند.
گاليله اولين بار با همين روش مشخص کرد که خورشيد حدودا هر يک ماه يک بار يک دور
کامل حول محورش ميگردد؛ البته اين مدت براي تمام نقاط خورشيد يکسان نيست و کاملا
وابسته به عرض جغرافيايي مکان مورد نظر است. براي مثال براي مرکز خورسيد 25 روز است
در حالي که نواحي نزديک به قطب هر 36 روز يک بار گرد خود ميچرخند.
و البته زبانهها از ديگر پديدههاي تماشايي خورشيدند که عمر بسيار کوتاهي دارند و در واقع حاصل انفجارهايي هستند که در کروموسفر خورشيد رخ ميدهند.
تاکنون 4.6 بيليون سال است که خورشيد در حال انجام واکنشهاي هسته ايست و به نظر ميرسد که اين روند تا حداقل 5 بيليون سال ديگر هم ادامه يابد با اين تفاوت که در اواخر اين دوره، خورشيد هليوم را به مواد سنگين تري تبديل خواهد کرد و در نهايت، ابتدا منبسط ميشود، در حدي که زمين را خواهد بلعيد، سپس منقبض و به مرور زمان سرد خواهد شد.
1-
Photosphere
2-
Chromosphere
3-
Corona
لنا عباسي بروجني