شکارچي؟! و اين همه ابهت؟!
آيا به به راستي جبار محبوبترين صورتفلکي است؟!
خوب پاسخ اين پرسش کمي پيچدرپيچ است! چون به يک مشت احساس برميگردد که خودشان پيچدرپيچتر از هرچيز ديگري هستند!
به قول يکي از دوستان جواب شما هم مثبت است و هم منفي!
1- جبار صورتفلکي بسيار واضحي است!
2- ستارگان پرنوري دارد!
3- بيشباهت به آنچه به عنوان افسانه گريبانگيراش شده نيست!
4- به اندازه کافي بزرگ است!
5- کافي است يکبار آن را در آسمان بالاي سرت ديده باشي! ديگر هيچگاه نياز به نقشه يا راهنمايي نخواهي داشت تا بيابياش!
6- با توجه به پرنوري ستارگاناش، در آسمان آلوده تهران هم ديده ميشود! گرچه خيلي از ابهتاش را از دست ميدهد!
7- سحابي معروف جبار در خنجرش نهفته است! يک جرم غيرستارهاي که به راحتي با چشم غيرمسلح هم ديده ميشود و ميتوان به جرأت گفت در يک شب زمستاني نخستين جرمي است که يک رصدگر آماتور تلاش ميکند در ميدانديد دوربين يا تلسکوپ اسيرش کند! و البته به ويژگيهاي فيزيکي اين سحابي اشاره نميکنم!
8- کمربند جبار يک ويژگي منحصر به فرد دارد! اين سه ستاره در امتداد استواي کره آسمان قرار گرفتهاند! و درواقع جداکننده نيمکرهشمالي و جنوبي آسمان محسوب ميشوند! پس اگر زماني دلتان براي استواي سماوي تنگ شد سري به جبار بزنيد!
9- تنوع رنگها! ستارهها رنگي هستند! زماني که اين جمله براي نخستين بار به گوش کسي ميرسد و کلي مايه تعجباش ميشود حتما براي اثبات اين موضوع نگاهي به جبار مياندازد!
10- شکارچي هم زيبا و هم پرنور است! پس کلي به درد عکاسيهاي نجومي- هنري ميخورد! يک بناي باستاني که رد ستارگان جبار بر فرازش خودنمايي ميکنند! و البته اينکه استواي سماوي از وسط جبار ميگذرد شاهکار بينظيري از منحنيهاي محدب و مقعر که با يک خط صاف از هم جدايي گرفتهاند رقم ميزند!
يک نکته کوچک ديگر هم بايد اينجا بنويسم! آنهم اينکه پس از يک مدت اگر به عنوان يک نجومي دچار يک سري ادعاها شويد! جبار بيچاره خيلي در پسزمينه ذهنتان کمرنگ ميشود! کافي است دلتان بخواهد يک کاري بکنيد که هرکسي توان انجاماش را نداشته باشد! در اين صورت ميرويد ياد ميگيريد چطور در آسمان روباهک پيدا کنيد! و يا اين که ميرويد سراغ کهکشانهاي گيسو! و يا تلاش ميکنيد راهکهکشان روي فيلم عکاسي ثبت کنيد!
لنا عباسي بروجني