تيرهاي نوري را ديدهايد؟!
شهاب ، شهابسنگ و دنبالهدار واژگاني هستند که گاهي اوقات به خاطر ناآگاهي از معناي درست هر کدام، به اشتباه به جاي يکديگر به کار برده ميشوند . اگر نگاهي به تعريف دقيق اين سه واژه بيندازيم ، به نظرمان اين اشتباه چندان جالب نميرسد !!!
شايد شما هم تجربه ديدن تيرهاي نور را در ميان ستارگان داشته ياشيد ، همانطور که سرگرم تماشاي آسمان هستيد به ناگاه خطي از نور در آسمان ميبينيد که به سرعت ناپديد ميشود. ممکن است اين نور به نظرتان ته رنگي داشته باشد و يا اثر رد آن براي مدتي در آسمان باقي بماند .
اين تيرهاي نور شهاب نام دارند ، گاهي به آنها تيرهاي شهاب هم ميگويند و در وافع ذرات بسيار ريزي هستند که در حال گردش به دور خورشيدند و با وارد شدن به جو زمين به خاطر اصطکاک به وجود آمده ميسوزند و به صورت خطوط نوراني در آسمان شب ديده ميشوند.
در يک شب معمولي ، در هر ساعت ، معمولا 4 يا 5 شهاب ديده ميشود که چندان جالب توجه به نظر نميرسد ، اما گاهي زمين در مدارش وارد تودهاي از اين ذرات ميشود و به طور حيرتانگيزي شمار شهابها افزايش مييابد و درواقع يک بارش شهابي به وجود ميآيد. (مثلا ممکن است صدها شهاب در يک ساعت ديده شود .)
اگر خيلي طالب ديدن شهابها هستيد در اين شبهاي مخصوص که زمانشان توسط ستاره شناسان آماتور دقيقا محاسبه ميشود ، شانستان را امتحان کنيد!!!
و البتهاين که چه تعداد شهاب ببينيد کاملا بستگي دارد به ميزان تاريکي آسمانتان ( آلودگي نوري ) و هم چنين ميزان ابري بودن آن !!!
اگر اندازه ذرهاي که به جو زمين برخورد کرده است از يک حدي بيشتر باشد ، تمام آن جسم در جو زمين نميسوزد بلکه قسمتي از آن به سطح زمين ميرسد . اين قسمت که به سطح زمين رسيده شهابسنگ ناميده ميشود .
شهابسنگها از آن جهت حائز اهميت اند که اطلاعاتي در مورد پيدايش منظومه شمسي به اخترشناسان ميدهند .
اما هر شهابي شهابسنگ نميسازد ، کاملا بستگي به اندازه ذره اوليه دارد ، در حقيقت هر روز حدود صد ميليون ذره وارد جو زمين ميشوند اما در سال فقط چند شهابسنگ يافت ميشود البتهاين را هم بايد در نظر گرفت که تعدادي هم مسلما پيدا نميشوند ! اما در هر صورت تعداد بسيار کمتري شهابسنگ به زمين ميرسد .
و اما در مورد دنبالهدارها ، دنبالهدارها تودههايي از يخ ، گاز و غبارند که روي مدارهايي بسيار کشيده ( بيضيهاي کشيده ، سهميو يا هذلولي ) گرد خورشيد ميگردند . ( يعني در منظومه شمسي قرار دارند ) و هر چه به خورشيد نزديک ميشوند بر درخشش آنها افزوده ميشود .
دنبالهدارها بسيار غير معمولتر از شهابها هستند. مخصوصا اين که معدود مواردي از آنها با چشم غير مسلح ديده ميشوند . ( دنبالهدار هالي را که ميشناسيد ؟؟؟ ) و البته از نظر ظاهري نيز بسيار متفاوت با شهابها هستند . به صورت پايدارتري در آسمان ديده ميشوند ، به اندازه شهابها گذرا نيستند . و برخلاف آنها پديدهاي خارج از جو زمين اند. ... گاهي به آنها ستارههاي دنبالهدار هم ميگويند که چندان واژه مناسبي نيست . يعني اصولا واژههايي مانند " ستاره دنبالهدار " و ستارههاي افتان " که به شهابها اطلاق ميشود چندان واژگان درستي نيستند چون همانطور که خوانديد اين پديدهها ستاره نيستند ! و شباهت چنداني هم به ستارگان ندارند .
گاهي دنبالهدارها هنگام حرکت در مدارشان ، تودهاي از ذرات به جا ميگذارند کهاين توده ميتواند بعدها منجر به پيدايش بارشهاي شهابي شود .
به نظر ميرسد کهاين سه واژه پيوند بسيار محکميبا يکديگر دارند اما همانطور که ميبينيد کاربردهايشان کاملا متفاوت است.
لنا عباسي بروجني