آيا ستارهشناسان از فرداي ما ميگويند؟!
همه ما دوست داريم پيشاپيش از سرنوشتمان باخبر شويم، دوست داريم بدانيم در هر لحظه، بهترين کاري که بايد انجام دهيم چيست، دوست داريم ازنتيجه کارهايمان پيشاپيش اطلاع پيدا کنيم و مهمتر اينکه، دوست داريم خود را بشناسيم، شناختي که به طور معمول به راحتي به دست نميآيد، اما ما دوست داريم به ه راحتي به دستاش آوريم!!! به همين دليل است که طالعبيني، از دوران باستان تا به امروز دوام آوردهاست. حتما همه شما تجربه خواندن کتابهاي طالعبيني را داريد و ميدانيد که اساس اين موضوع بر اين باور استوار است که اجرام آسماني، بر زندگي انسانها و حوادثي که رخ ميدهد تأثير گذارند.
(در غير اين صورت، بهتان تبريک ميگويم!!!)
برخي از افراد، يک ستارهشناس را با يک طالعبين يکي ميدانند، در بسياري از روزنامهها و مجلات با تيتري شبيه به : " ستارهشناسان ميگويند : " روبرو ميشويم که در ادامهاش مطلبي در مورد اوضاع متولدان ماههاي مختلف آمدهاست.
در صورتي که اصلا ستارهشناسان چنين چيزي نميگويند! و شايد بتوان به جرأت گفت از مخالفان سرسخت اين مطالب هم هستند!!!
اما تفاوت ستارهشناسي با طالعبيني چيست؟ و اصولا چرا اولي را علم و دومي را شبهعلم ميدانند؟
جالب است بدانيد که اين دو مبحث از يک جا منشأ گرفته و در واقع در گذشته يکي بودهاند. مردم به مطالعه حرکت سيارات ميپرداختند به اين اميد که علاوه بر رفتار خدايانشان، بتوانند پديدههايي زميني، از قبيل جنگها، عزل و نصب پادشاهان و حوادث طبيعي را پيشبيني کنند. پيوند ستارهشناسي با طالعبيني با روي کار آمدن ستارهشناسان يوناني و به خصوص گسترش مسيحيت شروع به شکستن کرد. اما در دوران رنسانس قوت يافت، حتي پس از نظريه کپرنيک که تصورات باطلي را که در مورد سيارات وجود داشت اساسا زير سؤال ميبرد.
با اين وجود در زمان يوهانس کپلر، گاليله. يا حتي آيزاک نيوتون که ميگويند دستي در طالعبيني داشته!!!، ستارهشناسان کم کم به نادرست بودن طالعبيني پي بردند و از آن زمان تا به امروز واژه ستارهشناس به شخصي اطلاق ميشود که ابتداييترين کارش به کار بردن فيزيک براي بررسي اتفاقاتي است که در آسمان رخ ميدهد. يک ستارهشناس ابتدا به مشاهده ميپردازد سپس از فيزيک و رياضي استفاده ميکند و به توصيف ميپردازد، در مورد آينده و گذشته جهان نظريه ميدهد. ( Big bang که به گوشتان خوردهاست؟!) پديدههاي
مختلفي را پيشبيني ميکند، مانند زمان طلوع و غروب خورشيد، اهله ماه، کسوف و خسوفها و... (دقت کنيد پيشبيني، نه پيش گويي!) تفاوت اصلي طالعبيني و ستارهشناسي در به کار بردن روش علمي است. جالب است بدانيد که طالعبينان حتي از ابزار کار علم، مانند معادلات رياضي، نمودارها، کلمات تخصصي و... استفاده ميکنند و حتي از کامپيوتر براي به دست آوردن موقعيت سيارات مختلف بهره ميجويند، اما آن چه راهشان را از علم جدا ساخته و سبب شده که از آن تحت عنوان شبهعلم ياد شود، همان جاي خالي روش علمي است. يک دانشمند اندازهگيريهاي دقيقي در شرايط کنترل شده انجام ميدهد، آزمايش ميکند، مشاهده ميکند، به ارائه مدرک ميپردازد. نظريههاي پيشين را تصحيح ميکند و در تمام مراحل هدفاش رسيدن به نظريه ايست که بيشتر با واقعيت سازگار باشد. علم " خودتصحيحکننده" است.
اما طالعبينان براي بهبود نظريههايشان آزمايش نميکنند و تنها شواهدي که براي درستي حرفهايشان ارائه ميدهند، سخنان افرادي است که ميگويند چقدر پيشبينيهاي آنها دقيق بوده و به دردشان خوردهاست! در يک علم واقعي چنين حکاياتي به هيچ وجه قابل قبول نيست.
و در نهايت اينکه يک طالعبين هيچگاه با تلسکوپش به آسمان نمينگرد و تلاش نميکند در مورد ستارگان، سيارات، کهکشانها و... چيزي بياموزد، مگر گاهي براي تفريح... گرچه آن هم بعيد است!
يکي از کارهايي که در طالعبيني صورت ميگيرد، نسبت دادن خصوصيتهاي اخلاقي خاصي به منولدين ماههاي مختلف است. بر اين اساس که هنگام تولد آنها خورشيد در چه صورت فلکي قرار داشته. براي مثال متولدين ماه دي را در نظر بگيريد، طالعبينان ميگويند که هنگام تولد آنها خورشيد در صورت فلکي جدي قرار داشته و به خاطر موقعيت خورشيد داراي خصوصياتي به شرحي که ميدهند هستند.... اما احتمالا برايتان جالب ميشود بدانيد که اين مطلب از پايه نادرست است!!! در مورد اين که چگونه موقعيت خورشيد ميتواند بر ويژگيهاي اخلاقي تأثير بگذارد بحثي نميکنيم، اما در اين مورد که امروزه هنگام تولد فردي در دي ماه، خورشيد در صورت فلکي جدي نيست چه بگوييم؟ در گذشته در ماه دي خورشيد در صورت فلکي جدي قرار ميگرفته اما به سبب حرکت تقديميزمين، به مرور زمان مکان خورشيد در ماههاي مختلف دگرگون شده به طوري که امروزه در دي در صورت فلکي ديگري قرار ميگيرد و در آينده باز هم در صورت فلکي ديگري... يک فرض نادرست که پايه و اساس تمام کارهاي بعدي است... در مورد اين موضوع چه بگوييم؟؟؟
براي به دست آوردن اطلاعات بيشتر در زمينه حرکت تقديمي زمين، رجوع کنيد به کتاب نجوم به زبان ساده، نوشته ماير دگاني، ترجمه احمد خواجهپور، انتشارات گيتاشناسي
لنا عباسي بروجني