نگاهاش جذب تلفن ميشود ...
نگاهاش جذب تلفن ميشود ... يک زنگ کوچک ... فقط صداياش را ميشنوم ... فقط ميبوسماش ...ميدانم اين پنجامين بار است ... ميدانم .... نميگذارم به درازا بکشد .... دلشوره دارد ... احساس عذاب وجدان يقهاش را گرفته ... کاش گوشي را برندارد ... دستاش را روي شاسي ميگذارد ... ارتباط قطع ميشود ... بلند ميشود تا اتاق را ترک کند ... مردد ميماند ... نگاهاش جذب تلفن ميشود ...
لنا عباسي بروجني