ده‌امين سياره منظومه شمسي

کشف ده‌امين سياره منظومه خورشيدي، پاياني براي کنکاش در اعماق اين منظومه؟ …

پس از 75سال گمانه‌زني، سرانجام ده‌امين سياره منظومه خورشيدي ما کشف شد. گروهي از ستاره‌شناسان با استفاده از تلسکوپ 48 اينچ رصدخانه پالومار و هم‌چنين گروه ديگري با تلسکوپ 8متري رصدخانه جميني در هاوايي موفق به کشف بزرگ‌ترين عضو از کمربند کوييپر شدند. عضوي که حتي از پلوتو نهمين سياره منظومه شمسي نيز بزرگ‌تر است.

اين سياره درحال حاضر در فاصله‌اي برابر با 97 واحد نجومي، يعني بيش از دوبرابر فاصله متوسط پلوتو از خورشيد قرار دارد و با قدر 9/18 در صورت‌فلکي قيطس مي‌درخشد.
بدين ترتيب ده‌امين سياره منظومه شمسي در کمربند کوييپر جاي مي‌گيرد، محدوده‌اي فراسوي نپتون که هزاران قطعه يخي در آن حول خورشيد مي‌گردند. پس به نظر مي‌رسد اين سياره نمونه‌اي نوعي از اعضاي کمربند کوييپر باشد با اين تفاوت که بسيار بزرگ است و مقايسه اندازه تقريبي آن با پلوتو شکي باقي نمي‌گذارد که بايد آن را به چشم ده‌امين سياره منظومه شمسي نگريست.
در 31 اکتبر 2003 عکسي از اين سياره توسط تلسکوپ 48 اينچ پالومار گرفته شد اما فاصله اين سياره آن‌چنان زياد بود که حرکت آن در پس‌زمينه ستارگان تا ژانويه ام‌سال که داده‌هاي مربوط به اين شيء دوباره مورد بررسي قرار گرفت مشاهده نشد. در هفت ماه اخير دانش‌مندان در حال مطالعه اين سياره براي رسيدن به اطلاعات دقيق‌تري در مورد اندازه و نحوه حرکت آن بوده‌اند.
هنوز قرصي از اين سياره ديده نشده تا ستاره‌شناسان بتوانند تخميني از اندازه حقيقي آن بزنند اما با تکيه بر ميزان درخشندگي اين سياره و با در نظر گرفتن اين موضوع که محتملا اين سياره با بازتاب نور خورشيد در حال درخشيدن است و هرچه اندازه بزرگ‌تري داشته باشد نور بيش‌تري از خورشيد بازتاب خواهد کرد، مي‌توان محدوده‌اي براي قطر آن تعيين کرد.
البته آلبدو اين سياره-کسري از نور دريافتي از خورشيد که بازتاب مي‌شود- هنوز به دست نيامده است اما به هر حال مي‌توان کوچک‌ترين حالت ممکن براي قطر اين سياره را محاسبه نمود. در حقيقت در حالتي که اين سياره 100٪ نور دريافتي‌اش را بازتاب کند بايد اندازه‌اي برابر با پلوتو داشته باشد، پلوتويي که قطري برابر با 2300 کيلومتر دارد، بر اين اساس و با توجه به اين موضوع که بازتاب 100٪ چندان ممکن نيست، تخمين اوليه براي قطر اين سياره چيزي در حدود 5/1 برابر اين مقدار است و مسلم است که اين يک مقدار قطعي و دقيق نيست.
البته بيشينه‌اي نيز مي‌توان براي قطر اين سياره تعيين کرد، از آن‌جا که تلسکوپ فضايي Spitzer ناسا نتوانسته‌ است اين سياره را به ثبت برساند، مي‌توان نتيجه گرفت که قطر آن بايد از 3200 کيلومتر کم‌تر باشد.
نام موقت اين سياره 2003 UB313 است و نام‌گذاري اصلي آن بر عهده انجمن بين‌المللي نجوم گذاشته شده است.

Sims or SimCity

چند وقتي است افتادهام روي دور Sims بازي کردن! تا مي‌آيم کانکت شوم، وسوسه مي‌شوم چند دقيقه‌اي Sims بازي کنم! مي‌خواهم کتاب بخوانم، مي‌گويم يک خرده بازي کنم بعد! از کار و زندگي افتاده‌‌ام! البته نکته مثبت‌اش اين است که کم‌کم دارم از اين بازي خسته مي‌شوم! علاقه پيدا کرده‌ام SimCity بازي کنم! :))
به هر حال اين هم در نوع خودش پيش‌رفتي است!

رايانه کباب مي‌کنيم!

رايانه کوچولوي من امروز از يک عمل سرپايي برگشت! دي‌شب در کمال اشتياق داشتم اينترنت بازي مي‌کردم که يک دفعه ديدم هنگ کرد! Restart کردم و منتظر شدم، اما اتفاق خيلي خاصي نيافتاد! خاموش-روشن‌اش کردم، باز هم تغييري ديده نشد! در نهايت مجبور شدم بپذريم که Power بي‌چاره‌ام سوخته است! پيش‌ترها فن‌اش خرت خرت مي‌کرد! به روي خودم نمي‌آوردم! يک مدتي هم بود که ديگر اصلا نمي‌چرخيد و مي‌توانستم پره‌هاي‌اش را تشخيص بدهم! تنبلي‌ام مي‌آمد بدهم فن‌اش را درست کنند! خلاصه اين‌که Power رايانه‌ام را کباب کردم!

Orcad

ORCAD نصب کرده‌ام تا مدارهاي اين مقاله‌ام را رسم کنم. کمي هم بالا و پايين‌اش کردم ببينم به کجا مي‌رسم، گرچه هنوز سردرنياورده‌ام بايد چه بکنم!
يک خبر خوب- و نه البته خيلي خوب- هم اين‌که مباني برق 18 شدم. قرار بود اگر مقاله‌ام مناسب فرستادن براي کنفرانس باشد، استاد عزيزم نمره‌ام را 20 بدهد. فکر کنم با وجود اين‌که نمره من 20 نشده است! مقاله براي کنفرانس فرستاده شود. خيلي دل‌ام 20 مي‌خواست! گرچه 18 هم نمره بدي نيست!
بايد شکل‌هاي اين مقاله را رسم کنم!
راستي! گفتم که نمره‌اش را تقديم تو مي‌کنم؟! ترم سه مي‌خواستم نمره معادلات‌ام را به تو تقديم کنم! اما ديدم نمره 13 تقديم کردن يک کمي زشت است! حالا خلاصه اين‌که اين 18 ناقابل به هر حال تقديم به تو!

خيلي خوش‌حال‌ام!

پيش‌ترها همه‌اش در اين وبلاگ مي‌گفتم سرم شلوغ است، حال ندارم، خواب‌ام مي‌آيد و ….
يک ام‌شب دل‌ام مي‌خواهد تمام ملت بدانند که من سرازپا مي‌نشناسم!
من خوش‌حال‌ام!!!

23 جولاي روز تولد شاه‌زاده آسمان‌هاست ….

لنيوم عزيز، تولدت مبارک!
وارد سال سوم بودن با هم شديم، من مي‌نويسم و تو حفظ مي‌کني، خيلي زمان‌ها نياز داشتم تنها کسي به حرف‌هاي‌ام گوش بدهد بدون اين‌که کلمه‌اي چه در تأييد و چه برخلاف آن بگويد، خيلي زمان‌ها نياز داشتم بنويسم و بودن تو دليلي شد براي نوشتن‌ام …
تولدت مبارک!
دو سال پيش، زماني که شروع به نوشتن کردم نمي‌دانستم وبلاگ‌نويسي بخشي از زندگي روزانه‌ام خواهد شد، نمي‌دانستم قرار است دو سالي بنويسم و هر از گاهي دستي به سر و روي خانه‌ام بکشم، نمي‌دانستم …
سه سال؟! چهار؟! ده؟! نمي‌دانم چند سالي قرار است تو باشي و من باشم؟! اما مي‌دانم بودن با تو زيباست …
به روي خودم هم نمي‌آورم که همين چند ماه پيش داشتم روي متن خداحافظي با تو فکر مي‌کردم … مي‌داني من … :))

يه خواهر …

من الان يه خواهر موبايل سوخته با يه پاي باندپيچي شده دارم! دي‌شب به‌ام مي‌گه خوش‌به‌حال‌ات! مي‌گم چرا؟! مي‌گه آخه دو تا پا داري با يه گوشي موبايل! :)) در نتيجه من الان يه دل‌سوخته هم دارم!!!