بازي وبلاگي

سولوژن عزيز لطف کرده‌اند و با ابراز لطفي که در پست اخيرشان نسبت به من داشتند بنده را در مخمصه رو کردن 5 نکته‌ي پنهان در مورد شخصيت‌ام قرار داده‌اند!

1- من خيلي لوس هستم!

2- يکي از حسرت‌هاي بزرگ زندگي‌ام اين است که چرا زماني که من دبيرستاني بودم المپياد نجوم برگزار نمي‌شد تا من در آن شرکت کنم، گاهي خيلي سر اين موضع حرص مي‌خورم و گاهي حتي حسابي عصباني مي‌شوم!

3-اصولا نسبت به جنس مذکر حساسيت دارم و کم پيش مي‌آيد از پسري خوش‌ام بيايد اما اگر اين اتفاق رخ دهد بايد نتيجه گرفت که طرف بسيار انسان ويژه‌اي است!

4- عادت‌ دارم حرف‌هاي‌ام را غيرمستفيم بزنم، از مستقيم درخواست‌کردن اصلا خوش‌ام نمي‌آيد، دوست دارم طرف مقابل‌ام خودش بفهمد که من از او چه مي‌خواهم يا چه انتظاري دارم و زماني که مجبور مي‌شوم مستفيم چيزي را بيان کنم احساس مي‌کنم کلي از لطف ماجرا کاسته مي‌شود.

5- در روابط اجتماعي‌ام دو رو دارم، يا زيادي پررو هستم يا زيادي خجالتي و اين خيلي وابسته به اين است که دربرخورد نخست با فرد مقابل‌ام چگونه بوده‌ام و صبح‌اش از کدام دنده برخاسته بوده‌ام

و حالا مي‌رسد نوبت معرفي کساني که بايد بازي را از جانب من ادامه دهند!
پژمان نوروزي يکي از به‌ترين و دوست‌داشتني‌ترين معلم‌هايي که در طول زندگي‌ام داشته‌ام و دارم!

سارا يکي از به‌ترين وباقي‌مانده‌ترين دوستان دوران دبيرستان‌ام

نسيم دوست نجومي و رصدخانه‌اي من

بعد توبت مي‌رسد به يکي از پنج نفر، خودشان مي‌دانند کدام‌شان!

و در نهايت لردشارلون، دوست خوب دوست خوب من که الان ديگر به نوعي دوست خوب خودم هم به حساب مي‌آيد! من براي بار دوم دعوت‌اش مي‌کنم که روي‌اش نشود بپيچاند، چون يک چيزهايي راجع به بي‌حوصلگي مي‌گفت

شب يلدا طولاني‌ترين شب سال

انسان‌‌ها همواره دوره‌ها و چرخه‌هاي طبيعي زمين را دنبال و ثبت کرده‌اند، حرکت پيچيده زمين و ديگر اجرام آسماني همواره منشأ شگفتي و حيرت بوده، شگقتي‌ و حيرتي که خود موجب خلق داستان‌ها و افسانه‌هاي بي‌شماري در سراسر دنيا شده‌است. داستان‌هايي که هنوز هم بر سر زبان‌ها باقي مانده‌اند.

انسان باستان به اين دوره‌ها علاقه‌مند بوده‌، زيرا زندگي و وسايل معاشش به آن‌ها بستگي داشته‌است. براي مثال در زمان‌هاي مشخصي از سال، در مکان‌هاي ويژه‌اي غذا به وفور يافت مي‌شده با اين‌که در زمان‌هايي ديگر هوا رو به گرمي يا سردي مي‌گذاشته است، او حتي رابطه‌اي ميان دوره تناوب ماه و حاصل‌خيزي کشت‌زارهاي‌اش حس کرده‌است.

اگر دقت کرده‌باشيد، احتمالا متوجه شده‌ايد که طول روز ( و شب )‌ در زمان‌هاي متفاوتي از سال يک‌سان نيست. و در واقع مدت روز به صورت يک چرخه يک‌ساله در حال تناوب است.

ايرانيان باستان نيزاين تغييرات سالانه طول شب و روز را مورد توجه قرار داده‌بودند و آن را نشانه‌اي از جنگ ميان روشنايي (‌خوبي‌ها) و تاريکي (بدي‌ها) مي‌دانستند، جنگي که زماني به نفع بدي پيش مي‌رود و در زمان ديگر اين روشنايي است که غالب مي‌شود. در اين باور طولاني‌ترين شب سال، شب بسيار مهمي است، شبي است که پس از آن کم‌کم از طول شب کاسته و به روز افزوده مي‌شود، شبي است که گويي خداوندگار روشنايي جاني تازه در آن مي‌گيرد و کم‌کم در روز‌هاي بعد بر تاريکي چيره مي‌شود، اين شب، شب يلدا(1) ، شب دوباره متولد شدن خورشيد است، شب دوباره زاده شدن خداوندگار روشنايي، نخستين شب پيش از آغاز ماه دي؛ ماهي که به شکرانه جان‌گرفتن خداوند روشنايي، ماه خداوندگار ناميده شده است.

ايرانيان باستان در شب يلدا در بيرون از خانه آتشي روشن مي‌کردند تا به نوعي کمکي به خداوندگار روشنايي در جنگ سهم‌گين‌اش کرده باشند، سپس خود به همراه اعضاي خانواده‌شان در داخل خانه دور کرسي شب زنده‌داري مي‌کردند، ميوه و سبزي‌ بر سر سفره مي‌گذاشتند و براي محصول سال بعدشان دعا مي‌کردند و از خداوند سالي پر از موفقيت طلب مي‌نمودند، ايرانيان باستان هزاران سال است که شب يلدا را جشن مي‌گيرند و شايد به جرأت بتوان ادعا کرد قدمت اين مراسم به زماني برمي‌گردد که انسان‌ها پايه زندگي‌شان را تغييرات فصلي در يک سال قرار دادند.

خوب برويم سر موضوع خودمان! چرا اين شب طولاني‌ترين شب سال ناميده مي‌شود؟! براي درک اين مطلب بايد نگاهي به حرکت‌هاي ظاهري خورشيد بيندازيم.

شايد بدانيد که خورشيد به سبب حرکت مداري زمين، سالانه يک حرکت ظاهري در آسمان انجام مي‌دهد، مسير اين حرکت اصطلاحا دايرة‌البروج است. باز هم شايد بدانيد که دايرة‌البروج با استواي سماوي زاويه 23.5 درجه مي‌سازد در نتيجه بيشينه ميل خورشيد در يک سال 23.5+ و کمينه آن 23.5- خواهد بود. با توجه به اين موضوع چهار نقطه معروف از مدار زمين و يا به عبارتي از دايرة‌البروج مطرح مي‌شوند.

انقلاب زمستاني: نقطه‌اي از دايرةالبروج (مدار کره‌زمين) است که خورشيد در آن به کمينه ميل خود(23.5-) مي‌رسد.

انقلاب تابستاني: نقطه‌اي از دايرةالبروج (مدار کره‌زمين) است که خورشيد در آن به بيشينه ميل خود (23.5+) مي‌رسد.

اعتدال بهاري: نقطه‌اي از دايرةالبروج (مدار کره‌زمين) است که در آن خورشيد روي استواي سماوي قرار مي‌گيرد.(نقطه تقاطع استواي سماوي و دايرةالبروج)

اعتدال پاييزي: نقطه‌اي از دايرةالبروج (مدار کره‌زمين) است که در آن خورشيد روي استواي سماوي قرار مي‌گيرد.(نقطه تقاطع استواي سماوي و دايرةالبروج)

در واقع اعتدال بهاري و پاييزي تعريف مشابهي دارند و وجه تمايزشان در اين است که در اعتدال بهاري خورشيد در حال گذر از پايين استواي آسماني به بالاي آن است اما در اعتدال پاييزي درست عکس اين موضوع صادق است.

به شکل زير توجه کنيد :

Solar path

در اين شکل نحوه حرکت ظاهري روزانه خورشيد در سه زمان متفاوت از سال ديده مي‌شود. مدار سبزرنگ مربوط به زماني است که خورشيد در اعتدال بهاري قرار مي‌گيرد (نخستين روز فصل بهار)، مدار قرمز رنگ زماني را نشان مي‌دهد که خورشيد در انقلاب تابستاني است.( نخستين روز ماه تير) و در نهايت مدار آبي‌رنگ مربوط به انقلاب زمستاني و روز نخست ماه دي است.

اين سه مدار را مقايسه کنيد. کاملا مشخص است که مدار آبي‌رنگ بيش‌تر از دو مدار ديگر زير افق قرار دارد و در نتيجه شب طولاني‌تري از آن‌ها دارد. از طرفي مي‌دانيم که در ديگر مواقع سال، حرکت روزانه خورشيد مداري بين مدار انقلاب‌ها خواهد بود و هيچ مداري پايين‌تر از مدار آبي‌رنگ قرار نخواهد داشت پس مي‌توان نتيجه گرفت که اين مدار بيش‌تر از هر مدار ديگري زير افق قرار دارد. پس در اين نقطه از زمان ما طولاني‌ترين شب سال را داريم. يعني همان شب يلدا.

خوب با توجه به مطالب گفته شده، به نظر شما طولاني‌ترين روز سال چه زماني است؟! کمي فکر کنيد!‌ (3)

(1) يلدا يک کلمه سوراني به معناي زاده‌شدن است.

(2) دي، برگرفته از Deity- خداوند روشنايي ايرانيان باستان است و البته کلمه انگليسي Day به معناي روز هم از همين ريشه گرفته شده‌است.

(3) از طريق همان شکل مطرح شده، مي‌توان انتظار داشت که طولاني‌ترين روز سال، انقلاب‌تابستاني(نخستين روز تابستان) است و البته اين‌که در ابتداي بهار و پاييز (اعتدالين) طول روز و شب برابر است.